گفتگو با فایق القطان
خیر اردی الاصل مقیم کویت ؛ جناب آقای فایق القطان
در ابتدا از جناب آقای فایق القطان بخاطر اینکه وقت خود را دراختیار ما قرار دادند متشکرم و همچنین از جناب آقای ابراهیم سلیمانی که هماهنگی های لازم جهت انجام این گفتگوی صمیمی و ترجمه آنرا بر عهده گرفتند نیز صمیمانه تشکر می نمایم . (مدیریت سایت )
لطفا" خودتان را معرفی بفرمایید.
: بنام خدا من فایق غلوم حسین القطان هستم 55 ساله کویتی اردی الاصل .اجداد بنده در ارد زندگی میکردن همینطور که از فامیلم مشخص است القطان به معنای پنبه چین که اجداد من به این کار مشغول بودند . جدم در سال 1945 در منطقه ای بنام شرق در کشور کویت دار فانی را وداع میکند و اطمینان دارم 45 سال در کویت زندگی میکرده و احیانا شاید اوایل سال 1900 میلادی ابتدا جدم با عموهایم به دوحه قطر میروند و بعد ها جد من به کویت می آیند و ساکن کویت میشود .
چطور پس از گذشت سالهای سال دوری از زادگاه جد خود مجددا" با ارد انس گرفتید و خود را اردی می دانید و اولین بار کی به ارد آمدید ؟
:برای اولین بار آقای موسی صادق در سال 92 میلادی به دیدن ما آمد و ادعا داشت که با هم قوم و خویش هستیم و من خیلی خرسند شدم و به ایشان قول دادم در فرصت مناسب به ایران بیایم و از نزدیک ارت (بقول خودش ) را ببینم و این قرار مستحق نشد تا سال 2009 که برای افتتاح مسجدی در تراکمه لامرد امده بودیم که یادم به زادگاه اجدادم افتاد و تصمیم گرفتم که به ارد بروم در راه که به ارد میرفتم فقط اسم موسی یادم بود دیگر هیچ . راست رفتیم مغازه های لب جاده که بعد معلوم شد باب خود موسی است ما داخل مغازه شدیم و سراغ از موسی گرفتم و ایشان منزل بودن و نیم ساعتی طول کشید تا آمدند با دیدن من برق شادی در چشمانش مشخص شد و ما را به خانه شان راهنمایی کرد چهار پنج روز ارد بودم و قول دادم که تا دو سه ماه آینده باز به ارد برگردم که محقق شد و برج یک 2010 باز ارد و اردی های زیادی را زیارت کردم . 4 بار به ارد آمده ام دو بار به تنهایی و دو بار به اتفاق همسرم و هر بار چند روزی را در ارد گذرانده ام .
در مورد قدمهای خیری که در ارد برداشته اید بفرمایید .( هرچند ایشان مایل نیست در این مورد صحبت شود و او می گوید کار خیر برا رضای خداست و گفتن ندارد و من بیشتر اصرار میکنم که برای سایت ارد جوان میخواهم بفرستم میگوید )
:در بتدا که به ارد آمدم در ذهنم خطور کرد که آمبولانس برای بیمارستان بخرم و برایم عجیب بود که شهر به این بزرگی چرا یک ماشین آمبولانس ندارد که به اتفاق اقای موسی صادق به شیراز رفتیم ولی دیر رسیده بودیم و آمبولانس ها به فروش رفته بود که بعد ها مبلغ 6000 هزار دینار معادل 70 میلیون تومان به کمک همیاری دوستان و اقوام به ایران ارسال کردم که تجهیزات دندانپزشکی بخرند که به الحمدلله خرید شد هر چند گله مندم از مسولین که اطلاعی به من نداده اند و من اطلاع کافی ندارم که چه مبلغ از آن پول تجهیزات خریداری شده و بار دیگر طی مشورتی که با آقای ابراهیم سلیمانی داشتم جهت تکمیل این تجهیزات مبالغی دیگر کمتر از 30 ملیون تومان فرستادم به حساب هیئت امنا بیمارستان که باز هم هیچ اطلاعی دقیقی از خرید تجهیزات و یا کمبود هایی که است ندارم.
آیا اردی الاصل های دیگری که درکویت باشند را می شناسد ؟
: کویت اردی الاصل زیاد دارد اما از نزذیک همه را نمی شناسم ولی چند تایی را که میشناسم را قرار است با آنها صحبت کنم و آنها را به ارد بکشانم شاید بشود از وجود آنها استفاده کرد .
چنانچه صحبت خاصی با همشهریان اردی دارید بفرمایید.
من در درجه اول بهروزی و موفقیت برای همه اهالی ارد را از خدا خواهانم و دوم اینکه یک خواهش دارم که اگر برایتان مقدور است یک صندوق مساعدت باز کنید و هر کس به اندازه ای که در توانش هست به این صندوق پول واریز کند و این پولها به مستمندان برسد و من هم در حد توانم ماهانه در این صندوق سهیم میشوم و کمکهای خود را واریز میکنم .
سوال آخر . کی شما را در ارد ببینیم ؟
خدا داند ...
درپایان از طرف خود و همه مردم قدرشناس ارد ضمن تشکر مجدد از جنابعالی و آرزوی سلامتی برای شما و خانواده محترمتان مدیریت سایت ارد جوان از شما و آقای سلیمانی تقاضا دارد با مدد از حق تعالی چنین صندوق خیره ای را که قبلا" نیز در کویت بوده مجددا" احیا و رونق ببخشید.
ان شا الله بزودی شما را در ارد ببینیم.
عکاس : ابراهیم سلیمانی